|
فرسایش جنبش سبز میان دو سنگ آسیاب |
نگاهي به تحليلها و گزارشاتي كه در باره جنبش سبز وجود دارد، نشان ميدهد كه هم بخشي از اصلاحطلبان وطني و هم بخشي از اپوزسيون خوشنشين در خارج از كشور، از انديشه قدرت آزاد نشدهاند. روشنترين دليل كه در اين باره ميتوان ارائه داد، روش مصادره به مطلوب كردن اهدافي است كه جنبش سبز تعقيب ميكند. در اين ميان وقتي انواع روشهاي مصادره به مطلوب را در دو دسته متعارض تقسيم بندي ميكنيم، خواهيم يافت كه چگونه اگر اين دو گرايش در كشماكش جنبش، به عمومي كردن و عمومي شدن جريان مصادره ادامه دهند، جنبش سبز را ميان دو سنگ آسياب دچار فرسايشي عظيم خواهند كرد. اما پيش از اشاره به اين دو گرايش لازم ميدانم تا در دو مقدمه ديگر اشارهاي به مضامين فكري و فرهنگي اين جنبش بپردازم.
ادامه مطلب |
|
|
|
سهشنبه 10 آذر 1388 |
|
نظرات(2) |
|
|
|
|
درس هايي از انتخابات جايگاه ايده هاي راهنما در انتخابات |
|
در وصف انديشههاي ماكياولي، خوب و بدهاي بسيار گفته شده است. پارهاي از فيلسوفان اخلاق او را از اين رو نكوش ميكنند كه ماكياول اخلاق را از قيد قدرت رهاند و پارهاي از فيلسوفان سياسي نيز از اين رو به تقدير از او ميپردازند كه آرمان گرايي را از قيد سياست آزاد كرد و سياستمداران را به واقعگرايي خواند. اما يك سخن نيك در كتاب شهريار اثر نيكولاس ماكياول نقش بسته است و شايد از همين روست كه پارهاي از نظرها ماكياولي را فيلسوف بورژوازي و دموكراسي خواندهاند؟ كتاب شهريار او در حقيقت مرامنامه كسب و صيانت از قدرت است. او اين مرامنامه را هر چند به شهريار فلورانس تقديم ميكند، اما توصيههاي او در كسب و صيانت قدرت، شامل تمامي اشكال قدرت (از سلطنت تا جمهوري) ميشود. ماكياول در يكي از رهنمودهاي خود توصيه ميكند كه شهرياران بايد گروه مشاوران خود را از ميان مخالفان برگزينند. زيرا آنها گزارشهايي به او ميدهند، كه گاه بر خلاف ميل او هستند و شهريار به موجب اين گزارشها به درستي ميتواند، موقعيت خود را در مناسبات قدرت تعين كند. وي اضافه ميكند كه شهرياران بايد از مشورت افرادي كه مدام به توجيه و تمجيد از او ميپردازند، بپرهيزند، زيرا آنها گزارشهاي واقعي را از او پنهان و سرانجام شهريار را به سراشيبي سقوط ميكشانند.
ادامه مطلب |
|
|
|
یکشنبه 25 مرداد 1388 |
|
نظرات(0) |
|
|
|
|
شرايط يكسان، دلايل دوگانه |
|
پارهاي از جريانهاي دانشجويي و شخصيتهاي سياسي، در بيان دلايل خود براي حضور در انتخابات، صرفاً به عدم پيروزي دولت نهم اشاره ميكنند. اما آنها از خود نميپرسند كه اگر عدم پيروزي دولت نهم تنها دليل حضور آنها در انتخابات است، پس چرا به همين دليل در دوره قبل در انتخابات حضور نيافتند؟ اگر عدم حضور جامعه نتيجه تأثير مستقيم عملكرد تحريميان نباشد، اما هر تحريمي و هر دعوتي ، در حقيقت بيان طرح و الگويي است كه جامعه برابر با آن رفتار كند. اين حداقل مقتضيات سياستورزي و روشنفكري است. و اين حداقل پاسخي است كه از نظام توقعات تحريميان و دعوت كنندگان بر ميآيد. بنابراين، كساني كه در دوره قبل انتخابات را تحريم نمودند، و نتيجه آن پيروزي دولت نهم بود، و اكنون به همان دليل دعوت به مشاركت در انتخابات ميكنند، بدون هيچ ترديد بايد مسئوليت وضعيتي را كه آنها بحران و يا سراشيبي سقوط و...توصيف ميكنند بر عهده بگيرند. به ديگر سخن، اگر نتيجه عدم مشاركت، امتداد بخشيدن به نوار پيروزي بحران آفريني است، چرا به همين دليل از آغاز مانع از تشكيل نوار بحران آفريني نشدند؟ در نتيجه آيا حق با اصلاح طلبان نيست كه مسئوليت بحران آفريني را مستقيماً بر عهده اين دسته از تحريميان بياندازند؟ آيا آنها چنين مسئوليتي رابر عهده ميگيرند؟
ادامه مطلب |
|
|
|
دوشنبه 4 خرداد 1388 |
|
نظرات(0) |
|
|
|
|
رمزگشايي از يك مشاركت |
|
دموكراسي بدون بازگرداندن پيوندهاي اجتماعي و اين نيز بدون بازگشت به سلسله مراتب اعتماد عمومي، چيزي بيش از دموكراسي نخبگان نيست. حداكثر وضعيتي كه براي دموكراسي نخبگان ميشود تصور كرد، وجود دموكراسيها در كشورهايي نظير تركيه و پاكستان است. در اين كشورها جمعي از نخبگان سياسي كشور براي تصرف قدرت از سروكول هم بالا ميروند، ليكن جامعه هيچ مشاركت فعالي در احقاق حقوق ملي ندارد و يا حداكثر در وقت انتخابات تنها ابزار تدارك اين قدرت و آن قدرت ميشوند. دموكراسيهاي ملل صنعتي نيز به دليل بحران هويتها و بي اعتماديهاي روزافزون به پايگانهاي قدرت، رفته رفته در حال تبديل شدن به دموكراسي نخبگان هستند. اين نوع دموكراسيها تنها به كار زد و بندهاي سياسي و بكار به قدرت رسيدن دجالگان سياسي ميآيد و نه بكار احقاق حقوق ملي و يا بكار بسط و توسعه حقيقت. از همين جا بگويم، ما را با اين نوع دموكراسي كاري نيست. آنها كه در طي سي سال طرفي از «جاه و كار» بستهاند، خود پيگير آن باشند، اما ديگر سخن از حقيقت و سخن از اخلاق و سخن از راستي و ناراستي حقوق به ميان نياورند، و بي جهت نسل جوان و دانشجويان و زحمتشكان كشور را دستاويز « جاه و كار» خويش نگردانند.
ادامه مطلب |
|
|
|
سهشنبه 29 اردیبهشت 1388 |
|
نظرات(0) |
|
|
|
|
تضاد بيانيهنويسان با مواضع اصلي نامزدها |
|
سخن گفتن در باره آزادي و عدالت و رفع تبعيض از انسانها و سخن گفتن در باره حقوق اساسي جامعه، نياز به اصول ومبادياي دارد كه ريشههاي استوار در بيان آزادي و حقوق انسان داشته باشند. در غير اين صورت در بزنگاه هر انتخاباتي در هر كجاي جهان، بدخيمترين قدرتمدارن وجود دارند كه خطابههاي آتشين در بيان حقوق مردم و رفع انواع تبعيض ها سر ميدهند، بدون اينكه خود هيچ باور و اعتقادي به گفتههاي خود داشته باشند. آقاي ساموئل هانتيگتون در كتاب خود گزارش ميدهد كه بعد از دهه 1950 به اين طرف هيچ ديكتاتوري در دنيا بدون ادعاي آزادي، ديكتاتوري نكرده است23. به عنوان مثال، وقتي آقاي كروبي و ساير نامزدهاي احتمالي اصلاح طلبان از آزادي و حقوق جامعه سخن ميگويند، چگونه به اين پرسش ساده پاسخ ميگويند كه : در دموكراسي ديني مورد قبول شما، مناسبات دين و دموكراسي و انتخاب جامعه چگونه است؟ اگر جامعهاي با اتفاق و يا اكثريت آنها، ضمن دينداري و دينورزي، اما نخواستند قوانين ديني بر زندگي و معيشت آنها جاري شود، دموكراسي ديني چگونه با اين انتخاب برخورد ميكند؟ اگر براي رفع مسئوليت و ابراز ژست دموكراسي خواهي، پاسخ خواهيد داد كه خوب جامعه ميتواند انتخاب خود را داشته باشد؟ پرسيده ميشود، وقتي مدار انتخاب جامعه در يك دايره تعريف شده بسته است، چگونه23؟
ادامه مطلب |
|
|
|
سهشنبه 8 اردیبهشت 1388 |
|
نظرات(0) |
|
|
|
|
آيا كنارهگيري آقاي خاتمي يك پيام اخلاقي بود؟ |
|
پيوند اخلاق و سياست از جمله نظرهايي است كه كمتر سياستمداري بدان باور دارد. پارهاي از نظرها هم كه به رابطه اخلاق و سياست معتقد هستند، مرادي بيش از مصلحت در ذهن ندارند. اين تركيبها وقتي با اخلاق حقيقت سنجيده ميشوند، تركيبهاي ناچسب و مجازي خواهند شد كه تنها به كار دستيابي و تصرف نهادهاي قدرت ميآيند. در اين تركيب هم اخلاق و هم سياست، بر پايه مصلحت سنجيده ميشوند. از اين نظر، سخني اخلاقي است كه مصلحتها را بسنجد و عملي سياسي است كه مصلحتها را هدف قرار دهد. اين مصلحتها وقتي بيرون از حقيقت سنجيده و تعريف ميشوند، جز مفسدت نيستند. به عنوان مثال، دروغ گفتن يك مصلحت است، اما تركيب مجازي اخلاق و سياست، اين دروغها را نه بر خلاف شأن اخلاق ميشناسد و نه بر خلاف شأن سياست ميداند. در مثال ديگر، سخن در ابهام و در مفاهيم كلي پيچاندن يك مصلحت است ، اما تركيب مجازي سياست و اخلاق، ابهامها گفتن را زيركي ذهن ميشناسد و پيچاندن كلام در مفاهيم كلي را پيچيدگي كلام تفسير ميكند.
ادامه مطلب |
|
|
|
سهشنبه 25 فروردین 1388 |
|
نظرات(2) |
|
|
|
|
تفاوت دلسوزيهاي ملت با دلسوزي دولت |
اخباري كه اين روزها از سوي رسانهها پخش ميشود نشان از اهتمام عمومي و دلسوزي ملتها نسبت به اين حادثه دردناك است. اخباري چون «تظاهرات بيش از يكصد هزار نفر در لندن»، «صدها هزار نفر در پاريس»، «250 هزار نفر در اندونزي»، «بيش از 10 هزار كودك در رباط پايتخت مغرب»، «80 هزار نفر در بروكسل»، «صدها هزار نفر در صنعاي يمن» و... دهها خبر ديگر كه روزانه از سوي رسانههاي رسمي در داخل كشور منتشر ميشوند، همه علامت آشكار و انكارناپذير اين حمايتهاست. روزنامه ايران حتي خبر از تظاهرات مردم تل آويو (پايتخت اسرائيل) در محكوميت دولت كشورشان ميدهد. ويژگي مهم اين تظاهرات اين بود كه همه به يا طور خودجوش، و يا از سوي احزاب و جمعيتهاي مستقل و غير دولتي، برگزار شدهاند. دولتهايي كه ملتهايشان چنين خودجوش به حمايت از مردم فلسطين و محكوم كردن تجاوزهاي اسرائيل برانگيخته شدهاند، هيچ كجا فرمان راهپيمايي، تظاهرات و برگزاري اجتماعات را به طور رسمي از دولتهايشان دريافت نكرده بودند. اما ملتها بنا به حقوق مدني، آزاد بودند كه بدون ممانعت دولتهايشان، در همبستگي با مردم بي دفاع فلسطين به خيابانها گسيل شوند. دول اروپايي و آمريكايي نه تنها تمايلي به برگزاري اين اجتماعات نشان ندادند، بلكه بنا به تحليلهاي رسمي در ايران اين دول بايد مخالف اين اجتماعات هم ميبودند.
ادامه مطلب |
|
|
|
شنبه 28 دی 1387 |
|
نظرات(5) |
|
|
|
|
تحلیل ها و پیش بینی های محتمل |
در صورت عبور احتمالي آقاي خاتمي از صوابديد (فيلتر) شوراي نگهبان، از هم اكنون به دلايل مختلف ميتوان او را به عنوان دهمين رئيس جمهور نظام جمهوري اسلامي تلقي كرد؟ از جمله اين دلايل اينكه: با وجود بسياري از بي مهريها و اهمال كاريهاي دولت آقاي خاتمي با آراء و خواستهاي آشكار جامعه، و با وجود آنكه قاطبه جامعه بر اين عقيده هستند كه خاتمي كسي نيست كه خواست آنها را نمايندگي كند، با اين وجود هنوز بخش كثيري از جامعه معتقد است، تنها از راه خاتمي ميتوان از وضعيت موجود عبور كرد. اين بخش از جامعه (آگاه يا ناخودآگاه) بر اين عقيده است كه عبور از شرايط موجود به خواست آگاهانه آقاي خاتمي بستگي ندارد. آقاي خاتمي خواه و ناخواه وسيله عبور از خاتمي خواهد شد، تنها بايد بعضي از شرايط داخلي و بين المللي با وضعيت عبور هماهنگ و همراستا باشند. اين حقيقتي است كه هر قدر آقاي خاتمي و بعضي از دوستان او بدان آگاه نيستد، اما بخشهايي از موافقان و مخالفان او بدان آگاه هستند. از همين روست كه مخالفان حجت الاسلام سيد محمد خاتمي نه به حيث انديشههاي او، بلكه به حيث نقش تاريخي كه او در وضعيت عبور ميتواند ايفاء كند، با حضور وي در صحنه انتخابات مخالف هستند.
ادامه مطلب |
|
|
|
پنجشنبه 28 آذر 1387 |
|
نظرات(0) |
|
|
|
|
طبیعی شدن تبهگنی (سرگذشت من و دکتر کردان) |
|
با وجود همدليهايي كه با رياست جمهوري ميتوانست وجود داشته باشد، ايشان خوب بود پاسخ ميدادند كه چگونه و بر اساس كدام معيار ارزشي و اخلاقي، كسي را كه به ادعاي نمايندگان مجلس، به آشكارا مدرك تحصيلي او مصداق آشكار كلاهبرداري بود، در جايي مقام و مديريت ميدهند كه بايد نخستين ويژگي او امانتداري ميبود؟ از طرفداران نظام ارشديت، انتظاري نيست كه وقتي با چنين پديدهاي برخورد ميكنند، داد و فرياد برآوردند كه چرا و با چه انگيزهاي، هدف در كام وسيله هضم ميشود. زير وقتي بناست كه بورژوازي از زير خاكستر سر بيرون آورد، به قول فرانسوا ليوتار، حقيقت بي حقيقت، ارزش بي ارزش، «كاربرد اجرايي امور»، الويت اصلي نظام كار و پيشرفت ميشود. ديگر جاي آن نيست كه پرسيده شود، چرا در اين مدت حتي يك نوشته و يك سطر اعتراض از اين جماعت برنخواست؟ و حتي يك سطر اعتراض بر نيامد كه چگونه فردا امانت خانه ملت را به كسي وامينهيد كه در همان آغاز كشتي ارزشگرايي را در گل فرومينشاند2؟
ادامه مطلب |
|
|
|
پنجشنبه 24 مرداد 1387 |
|
نظرات(2) |
|
|
|
|
کوی و کودتا |
به نظر می رسد دولت آمريكا در استحاله كردن اپوزسيون و جنبش دانشجويي، كار خود را به خوبي انجام داده است. در حقيقت مهار دانشجويان و مهار جنبش دانشجويي، به يك معني، هم مهار اپوزسيون است و هم مهار نظام سياسي. اما از آنجا كه آمريكائيان و به ويژه دولتهاي مرتبط با جمهوري خواهان و نئوكانها به شدت تمايل به روابطي از نوع «ايران گيت» دارند و كوشش دارند تا با زد و بندهاي پنهاني، كار سيطره بر جهان را كامل كنند، در حقيقت پيش از قرباني شدن و قرباني گرفتن از نظامهاي سياسي، اين اپوزسيون است كه قرباني سياستهاي استراتژيك آمريكائيان ميشوند. جريان استحاله جنبش دانشجويي از يك مسير مشخصي انجام مي شود. ابتدا از دانشجويان به آمريكا دعوت مي شود، سپس با حمايتهاي مالي و معنوي و ايجاد تسهيلات براي اعلام نقطه نظرات دانشجويان، آنها را به نوعي با فضاي فرهنگي و فكري جهان ليبراليستي آشتي مي دهند. سپس با نزديك كردن دانشجویان به جريانهاي مشروطه خواه، آنها را در دام سلطنت طلبان مي اندازند. بدين ترتيب فرآيند استحاله كردن در يك چرخه حمايت مالی و معنوي ليبراليزم مشروطه خواهي سلطنت طلبي آمريكاطلبي، كامل مي شود.
ادامه مطلب |
|
|
|
جمعه 21 تیر 1387 |
|
نظرات(12) |
|
|
|