|
اسلام سیاسی و جنبش های اجتماعی |
|
امروز تنها در ایران نیست که دین اسلام ماهیت سیاسی خود را بازیافته است. پس از فروپاشی بلوک شرق و از میان رفتن و یا حداقل کمرنگ شدن بدیل مارکسیزم، به مثابه بدیل مبارزه با نابرابریها و تبعیضها، دین اسلام بنا به ذات سیاسی خود و بنا به مضامین برابری خواهانه، در جنبشهای سیاسی و اجتماعی مردمان ستمدیده حضور دارد. بسیاری از دول، از وجود و ظهور چنین بدیلی هراس دارند. در مقاله بعدی، تحت عنوان اسلام سیاسی و تروریسم نشان خواهم داد که چگونه این دول برای بی اثر کردن اسلام سیاسی و ترساندن جهانیان با چنین بدیلی، کوشش دارند تا با روشهای خشونت آمیز، اسلام سیاسی را که می توانست عامل روشنگری و روشنفکری و آزادی ملل ستمدیده باشد، به اسلام بنیادگرا و خشونت گرا تبدیل کنند. بدین ترتیب، مردمان ستمدیده به جای تمسک به اسلام سیاسی همان راهی را می روند که از دل آن اسلام حکومت و قدرت بیرون می آید. این آن اسلامی است که هم از یک سو می توان جهان را از وجود آن به وحشت انداخت، و هم می توان آن را به مدار بسته قهر و خشونت فراخواند. اینک به منظور روشن شدن حقیقت لازم می دانم تا یک رشته بحث درباره این حقیقت به میان آورم، که چگونه و چرا بر خلاف آنچه که از ذات اسلام، سیاست و آزادی بیرون می تراود، نمی توان از این ذات حکومت و قدرت بیرون کشید
ادامه مطلب |
|
|
|
شنبه 21 آذر 1388 |
|
نظرات(8) |
|
|
|
|
فرسایش جنبش سبز میان دو سنگ آسیاب |
نگاهي به تحليلها و گزارشاتي كه در باره جنبش سبز وجود دارد، نشان ميدهد كه هم بخشي از اصلاحطلبان وطني و هم بخشي از اپوزسيون خوشنشين در خارج از كشور، از انديشه قدرت آزاد نشدهاند. روشنترين دليل كه در اين باره ميتوان ارائه داد، روش مصادره به مطلوب كردن اهدافي است كه جنبش سبز تعقيب ميكند. در اين ميان وقتي انواع روشهاي مصادره به مطلوب را در دو دسته متعارض تقسيم بندي ميكنيم، خواهيم يافت كه چگونه اگر اين دو گرايش در كشماكش جنبش، به عمومي كردن و عمومي شدن جريان مصادره ادامه دهند، جنبش سبز را ميان دو سنگ آسياب دچار فرسايشي عظيم خواهند كرد. اما پيش از اشاره به اين دو گرايش لازم ميدانم تا در دو مقدمه ديگر اشارهاي به مضامين فكري و فرهنگي اين جنبش بپردازم.
ادامه مطلب |
|
|
|
سهشنبه 10 آذر 1388 |
|
نظرات(2) |
|
|
|