|
اطاعت از قانون زور (1) |
|
آیا زور تابع قانون است؟ در معنایی فراختر، آیا قدرت تابع قانون است؟ بدون اینکه بخواهم رابطه میان زور و قدرت را شرح دهم، درهمین جا خواننده می تواند با ما همراه شود که، اگر قدرت را به مثابه چیرگی و سلطه هر فرد یا هر گروه یا هر دولت و یا هر جامعه ای بر افراد و گروهها و حامعه های دیگر تلقی کنیم، و در این میان زور را به مثابه اشکال عریان شده این چیرگی و سلطه بدانیم، در این صورت آیا می توان چیرگی و میل به تسلط را خواه در اشکال مضمر (= قدرت) و خواه در اشکال آشکارتر (= زور)، تابع قانون قلمداد کرد؟
ادامه مطلب |
|
|
|
پنجشنبه 19 آبان 1384 |
|
نظرات(0) |
|
|
|
|
توسعه در نيم تنه پايين جامعه |
جامعه ايراني ضرورت داشت تا پوسته سلطنت را كه به موجب تضادهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي روز به روز نازك تر مي شد، شكسته و به بازسازي نظام نويني مبادرت كند. هر چند اين نظام به دليل سبقه تاريخي و فرهنگي از يك سو و فقدان زير ساخت هاي متناسب با نظم جديد از سوي ديگر، محتمل به بازتوليد خويش بود، اما اين در مسئوليت روشنفكران بود و هست تا با ايجاد جريان انديشه مانع از بازتوليد نظام سلطنتي مي شدند. انقلاب 22 سال 1357 ضرورت داشت زيرا هيچيك از اركان نظام سلطنت نه سلبا و نه ايجابا نمي توانست در معرض نفي و اثبات جامعه قرار گيرد. اما نظام جمهوريت و تكثر انتخابات حتي در وضعيت صوري داراي اين ويژگي است كه خود را در معرض نفي و اثبات دائمي جامعه به نمايش مي گذارد. اين بر مردم است كه با مشاركت يا عدم مشاركت خود، نظام سياسي را در معرض آزمون و ابتلاء «ادعاها تا واقعيت ها» قرار دهند. اين بر عهده روشنفكران بود و هست كه با پرهيز از بديل سازي هاي قدرت سالار و اجتناب از روابطي كه در تنگناي مصلحت ها تنيده مي شود، به جنبش اعتمادي سازي جامعه مدد برسانند و مانع از بازتوليد نهادهاي پيشين گردند
ادامه مطلب |
|
|
|
چهارشنبه 4 آبان 1384 |
|
نظرات(0) |
|
|
|