«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 1 | صفحه: 1 از 1
گوش هاي ناشننواي اسطوره ها بخش دوم
هيتلر در جايي گفته است، اگر بنا باشد روزي ما از جهان برويم، درها را چنان پشت سر خود خواهيم كوفت كه از صداي آن گوش هاي جهان كر شوند. آيا مرگ هيتلر در آن زمان، آنقدر سهمگين و سنگين بود كه اكنون پس از گذشت 50 سال، آثار و ارتعاشات ناشي از غرش درها، به تازگي پرده از گوش ها دريده است؟ براستي چرا گوش هاي جهان كر شده است؟ آيا نه، هيتلر زمانه و توتاليتاريسم زمانه اي در كار بود كه با رفتن او گوش هاي جهان را كر نموده است؟ آيا اين صداي انفجار مدرنيزم نيست كه در پي مرگ خود، درهاي جهان را چنان بهم كوبيد كه گوش جهانيان كر شده است؟ آيا پست مدرن ها همان امواج كر كننده اي نيستند كه مدرن ها پس از خود در فضاي فرهنگي جهان منتشر كرده اند؟ آيا شدت امواج انفجار چنان بود كه ديگر گوش شنوايي در جهان نماند؟ آيا اين صداي انفجار ناشي از همان تراكم «زيادت اطلاعات» نيست كه به جاي آگاهي آفريني، چنان ماهيت يافت كه نه چشمي براي ديدن ماند و نه گوشي براي شنيدن؟ مگر نبود هايدگر كه به تعبيري مي توان او را واسطه و ميانجي توتاليتاريسم هيتلر و پست مدرنيزم ناميد. آيا او نزد روشنفكران متهم نيست كه با توتاليتاريسم هيتلر همكاري داشته است؟ آيا او نبود كه با تقديس نژاد آلمان و نقدهايي كه به علم و تكنولوژي مدرن وارد ساخت، انديشه هاي خود را دستاويز توتاليتاريسم گرداند؟ ادامه مطلب
چهارشنبه 20 آبان 1383
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
نظم جهانی جدید یا آغاز پایان سلطه آنگلوساکسونها بر جهان؟
--------------------
دموکراسی و حقوق انسانی از نظر هابرماس *** دكتر محمد ضميران
--------------------
آنچه آدام اسميت گفت و آنچهه آدام اسميت نگفت. نظرات آمارتياسن درباره بحران
--------------------
پايان كاپيتاليسم ***** هاینر گایسلر
--------------------
سيلاب تند انقلاب انرژي در راه است ********* مهندس محسن قانع بصيري
--------------------
جرأت تفكر ********** دكتر سياوش جمادي
--------------------
افول سارتر، افول روشنفکري ********** افتخاري راد
--------------------
امتناع از انتخاب ***** اسلاوي ژيژك
--------------------
بررسي‌ تاريخي‌ نقش‌ خبرگزاري‌ها در جنگ‌ و صلح گيتا علي آبادي
--------------------
تهران شهر ممنوعه، گزارش اشپيگل ********** ترجمه الهه بقراط
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387