|
طبیعی شدن تبهگنی (سرگذشت من و دکتر کردان) |
|
با وجود همدليهايي كه با رياست جمهوري ميتوانست وجود داشته باشد، ايشان خوب بود پاسخ ميدادند كه چگونه و بر اساس كدام معيار ارزشي و اخلاقي، كسي را كه به ادعاي نمايندگان مجلس، به آشكارا مدرك تحصيلي او مصداق آشكار كلاهبرداري بود، در جايي مقام و مديريت ميدهند كه بايد نخستين ويژگي او امانتداري ميبود؟ از طرفداران نظام ارشديت، انتظاري نيست كه وقتي با چنين پديدهاي برخورد ميكنند، داد و فرياد برآوردند كه چرا و با چه انگيزهاي، هدف در كام وسيله هضم ميشود. زير وقتي بناست كه بورژوازي از زير خاكستر سر بيرون آورد، به قول فرانسوا ليوتار، حقيقت بي حقيقت، ارزش بي ارزش، «كاربرد اجرايي امور»، الويت اصلي نظام كار و پيشرفت ميشود. ديگر جاي آن نيست كه پرسيده شود، چرا در اين مدت حتي يك نوشته و يك سطر اعتراض از اين جماعت برنخواست؟ و حتي يك سطر اعتراض بر نيامد كه چگونه فردا امانت خانه ملت را به كسي وامينهيد كه در همان آغاز كشتي ارزشگرايي را در گل فرومينشاند2؟
ادامه مطلب |
|
|
|
پنجشنبه 24 مرداد 1387 |
|
نظرات(2) |
|
|
|