«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 2 | صفحه: 1 از 1
در بيان استقلال قاضي
مبدعين نظريه تفكيك قوا مي دانستند كه قدرت طبيعتي تكاثر طلب و گسترش خواه دارد. مي دانستند كه وقتي قدرت بر قاعده دروني خود عمل مي كند، جريان حذف و جذب و ادغام نيروهاي محركه را تا انحلال جهان پيش مي برد. هم آنها رأي دادند كه چند پاره شدن قدرت و ايجاد سازوكار مناسب، تار هر پاره قدرت پاره ديگر را در خود جذب و ادغام نكند، مانع اساسي براي تكاثر و گسترش خواهي قدرت محسوب مي شود. كوتاه سخن اينكه، اصل استقلال قوا محصول اين تفكر بود. ادامه مطلب
یک‌شنبه 10 تیر 1380
 نظرات(0)
در بيان عدالت قاضي
مفهوم عدالت چونان مفهوم آزادي داراي ماهيت ذره اي است. هر تفسيري كه مفهوم عدالت را در جايگاه كلي و در امر كلي بنشاند، تفسيري تماميت گرا (توتاليتاريستي) از مفهوم عدالت بدست داده است. تفاسيري چون تفاسير افلاطوني، هگلي و در مفهوم جامعه شناختي آن، تفسير كلكتويستي و سوسياليستي، نگاهي كل گرا به عدالت عدالت دارند. اين تفاسير اغلب كوشش دارند تا هر چيز جزئي را در مصلحت امرهاي كلي، جسجو كنند. چنين تفاسيري مفهوم عدالت را در ذيل «كلان شهرهاي اتوپيايي» يا «كلان شهرهاي پولتيكي» مي يابند. از اين نظر وقتي در تجربه اجتماعي با مسائلي چون ظلم و عدل روبرو مي شويم، داوري ها عموما در ذيل مصلحت سنجي هاي دستگاهها و نمادهاي رسمي قدرت، شناخته و سنجيده مي شوند. در اين ديدگاه نه تنها ذرات ظلم و عدل ديده و سنجيده نمي شوند، بلكه ذرات ظلم و عدل ممكن است به آساني در مصلحت هاي امر كلي و برتر قرباني شوند. ادامه مطلب
شنبه 2 تیر 1380
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
نظم جهانی جدید یا آغاز پایان سلطه آنگلوساکسونها بر جهان؟
--------------------
دموکراسی و حقوق انسانی از نظر هابرماس *** دكتر محمد ضميران
--------------------
آنچه آدام اسميت گفت و آنچهه آدام اسميت نگفت. نظرات آمارتياسن درباره بحران
--------------------
پايان كاپيتاليسم ***** هاینر گایسلر
--------------------
سيلاب تند انقلاب انرژي در راه است ********* مهندس محسن قانع بصيري
--------------------
جرأت تفكر ********** دكتر سياوش جمادي
--------------------
افول سارتر، افول روشنفکري ********** افتخاري راد
--------------------
امتناع از انتخاب ***** اسلاوي ژيژك
--------------------
بررسي‌ تاريخي‌ نقش‌ خبرگزاري‌ها در جنگ‌ و صلح گيتا علي آبادي
--------------------
تهران شهر ممنوعه، گزارش اشپيگل ********** ترجمه الهه بقراط
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387