«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 2 | صفحه: 1 از 1
آزادي، قدرت و قانون (در پاسخ به دكتر ناصر كاتوزيان)
این گزاره و ادعا از آقاي دكتر ناصر كاتوزيان که می گوید، «آزادی بدون قدرت هیچ معنا و مفهومی ندارد»، سالب حقوق بسیاری از انسان می شود. زیرا برابر با حقوق ذاتی انسان، هیچ فردی نمی تواند از آزادی خود چشم پوشی کند. برابر با همین حقوق، هیچکس مجاز نیست خود را به بردگی بفروشد. در حالی که گزاره اي كه مدعي آن آقاي كاتوزيان است، به همه افراد ضعیف و فاقد قدرت مجال می دهد تا از آزادی های خود چشم بپوشند، چون فاقد قدرت هستند. ممکن است ادعا شود، افراد ضعیف باید کوشش کنند تا قدرتمند شوند و آزادی خود را بدست بیاورند. اما پرسنده از خود نمی پرسد، که گزینه «افراد ضعیف باید کوشش کنند»، بدون انتخاب «گزینه ذهنی کوشش برای آزاد شدن»، بدون راه حل ها و تفکر کردن، و اینها نیز بدون وجود آزادی در ذات انسان، چه معنی می دهد؟ ادامه مطلب
دوشنبه 23 اردیبهشت 1387
 نظرات(1)
آزادي و رقابت (نقد مهره جادویی لیبرالیزم)
واژه رقابت با حمل مفاهیمی چون چیرگی، ثنویت، تضاد، تقابل منافع، نابرابری، تا حتی دروغ گفتن و پنهان کردن، در گنجینه واژگان «بیان قدرت» قرار می گیرد. هر گونه استفاده از این واژه و با هر هدف، ساخت بیانی گوینده را به بیان قدرت نزدیک می سازد. جستجوی هدف آزادی و دموکراسی با مضمون رقابت منافات دارد. در کشورهای دموکراسی نیز که وجود دموکراسی را با رقابت جدا ناپذیر می شناسند، بنا به گزارشی که نویسندگان دام جهان گرایی ارائه می دهند، این دو، برادران جدایی ناپذیر خوبی برای یکدیگر نیستند. رقابت اگر برای طبقات قدرتمند دست آوردهایی داشته است، اما برای طبقات فرودست فاجعه آفرین بوده است. آن دست نامرئی که آدم اسمیت از آن یاد می کرد، تا به موجب رقابت همه از آن بهره مند می شوند، عملا توهمی بیش نبود. زیرا آدام اسمیت شرایطی برای رقابت در نظر داشت که تحقق پذیر نبودند. ادامه مطلب
سه‌شنبه 3 اردیبهشت 1387
 نظرات(1)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
نظم جهانی جدید یا آغاز پایان سلطه آنگلوساکسونها بر جهان؟
--------------------
دموکراسی و حقوق انسانی از نظر هابرماس *** دكتر محمد ضميران
--------------------
آنچه آدام اسميت گفت و آنچهه آدام اسميت نگفت. نظرات آمارتياسن درباره بحران
--------------------
پايان كاپيتاليسم ***** هاینر گایسلر
--------------------
سيلاب تند انقلاب انرژي در راه است ********* مهندس محسن قانع بصيري
--------------------
جرأت تفكر ********** دكتر سياوش جمادي
--------------------
افول سارتر، افول روشنفکري ********** افتخاري راد
--------------------
امتناع از انتخاب ***** اسلاوي ژيژك
--------------------
بررسي‌ تاريخي‌ نقش‌ خبرگزاري‌ها در جنگ‌ و صلح گيتا علي آبادي
--------------------
تهران شهر ممنوعه، گزارش اشپيگل ********** ترجمه الهه بقراط
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387