«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 3 | صفحه: 1 از 1
امتناع از قدرت (3)
عقل قدرتمدار چون بيرون از حوزه قدرت راه حلي نمي شناسد، معتقد است كه چون حيطه اقتدار دولت تا حد نزديك به تمامت جامعه مدني گسترش يافته است، پس سياست ورزي را بايد در محدوده قدرت تعريف كرد. بيرون از اين محدوده هيچ اثري و فايده اي نمي توان تحصيل كرد. اما در عقل آزاد، به همين دليل معتقد است كه، چون بيرون از مدار آزادي هيچ راه حلي وجود ندارد، و چون اين مدار بنا ندارد تا قلمروه انديشه و انتخاب انسان را در محدوده «جبر بد و بدتر» ببندد، در نتيجه به موجب سيطره مطلقه دولت بر جامعه مدني، كوشش ما را به استنتاج راه حلي بيرون از محدوده دولت، جدي تر مي كند. ادامه مطلب
شنبه 24 بهمن 1383
 نظرات(0)
امتناع از قدرت (2)
1- قدرت روش نيست، هدف است. هدفي انتزاعي كه ذهن زور مدار براي خود توجيه مي كند. «بر خلاف آزادي كه از خود داراي وجود است، قدرت از خود وجود ندارد». وجود قدرت، در نتيجه نوع خاصي از روابطي است كه انسان با محيط ايجاد مي كند. روابطي كه انسان را در سه حوزه «خويشتن»، «جامعه» و «طبيعت» از خود بيگانه مي كند. به عبارتي، قدرت حاصل روابط از خود بيگانه اي است كه انسان با خود و يا بيرون از خود ايجاد مي كند. قدرت از خود وجود مستقلي ندارد، زيرا هيچ شكلي از اشكال قدرت را نمي توانيد بدون تصور نوعي از روابط ، در تصور خود بياوريد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
یک‌شنبه 11 بهمن 1383
 نظرات(0)
امتناع از قدرت (1)
نوشته آقاي تاج زاده پيرامون «امتناع يا امكان سياست ورزي»، حاوي تناقضاتي است كه از چشم قدرت بين اوغافل مانده است. نوشته او داراي سه پيش فرض و يك اصل راهنماست.در پيش فرض نخست، انقلاب مساوي است با خشونت. در پيش فرض دوم، سياست تعريفي بيرون از قدرت نمي يابد ودر نتيجه سياست ورزي چيزي جز امكان قدرت ورزي نيست. و در پيش فرض سوم، ايران همواره از ناحيه ايرانستان تهديد مي شود. ادامه مطلب
یک‌شنبه 4 بهمن 1383
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
نظم جهانی جدید یا آغاز پایان سلطه آنگلوساکسونها بر جهان؟
--------------------
دموکراسی و حقوق انسانی از نظر هابرماس *** دكتر محمد ضميران
--------------------
آنچه آدام اسميت گفت و آنچهه آدام اسميت نگفت. نظرات آمارتياسن درباره بحران
--------------------
پايان كاپيتاليسم ***** هاینر گایسلر
--------------------
سيلاب تند انقلاب انرژي در راه است ********* مهندس محسن قانع بصيري
--------------------
جرأت تفكر ********** دكتر سياوش جمادي
--------------------
افول سارتر، افول روشنفکري ********** افتخاري راد
--------------------
امتناع از انتخاب ***** اسلاوي ژيژك
--------------------
بررسي‌ تاريخي‌ نقش‌ خبرگزاري‌ها در جنگ‌ و صلح گيتا علي آبادي
--------------------
تهران شهر ممنوعه، گزارش اشپيگل ********** ترجمه الهه بقراط
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387