|
نقش قدرت در ايجاد خشونت و كشمكش (ارائه در كنفرانس بين المللي دانشگاه تهران به همراه 4 دانشگاه و موسسه فرهنگي در آلمان) |
|
تمام نظریه هایی که قدرت را بی اثر (خنثی) تعریف کرده اند، از بیان خاصه های قدرت ناتوان بوده اند. میشل فوکو بیشترین کسی است که کوشش خود را صرف آناتومی کردن قدرت و نقش قدرت صرف کرده است. او قدرت را چونان سیاله سحر آمیزی می شناسد که در هر چیز وجود دارد و بر هر چیز اثر می گذارد. همواره از هستی قدرت سخن به میان آمده است، اما دانسته نشد که بدون درک خاصه های قدرت، سخن گفتن از هستی قدرت ابهام آمیز است. تنها در بیان خاصه های قدرت است که معلوم می کند، چرا تاریخ نمایشگاه عرضه قدرت است (قول فوکو)؟ شاید از همین روست که فوکو در هیچیک از اثار خود، موفق نشده است تا حوزه قدرت را از حوزه آزادی تفکیک کند.
ادامه مطلب |
|
|
|
یکشنبه 10 دی 1385 |
|
نظرات(0) |
|
|
|
|
اسطوره رئاليزم |
|
طرفداران رئاليسم مي كوشند تا مخالفان و دشمنان خود را به ذهن گرايي متهم كنند. شايد اين بد سگالي اول بار توسط لنين و استالين به تاريخ انديشه راه پيدا كرد. آنها مخالفان خود را ابتدا به ايده آليسم متهم مي كردند و بعد با معادل سازي ايدآليسم به نوعي «ناسزاي فلسفي»، به تخطئه آنان مي پرداختند. كتاب «ماترياليزم و امپريوكريتيسيسم» نوشته لنين از اين حيث واقعا خواندني است. او در سراسر كتاب خود مي كوشد تا با يك رشته ناسزاهاي فلسفي و معادل سازي آيدآليسم، با نوعي «ناسزاي فلسفي»، گره از پيچيده ترين مباحث فلسفي باز كند.
ادامه مطلب |
|
|
|
دوشنبه 4 دی 1385 |
|
نظرات(0) |
|
|
|