«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 2 | صفحه: 1 از 1
جامعه شناسي ترس
موفقیت جرج بوش در دور دوم ریاست جمهوری، نتیجه موفقیت های وی در پیشبرد برنامه های اقتصادی نبود. چنانچه به ادعای نامه ای که توسط 400 تن از اقتصاد دانان، از جمله ده تن از برندگان جایزه نوبل، در نشریه نیویورک تایمز به چاپ رسید، سیاست های اقتصادی جرج بوش با پدید آوردن کسری بودجه، بر وخامت اقتصادی جامعه آمریکایی افزود. استیگلیتز یکی از اقتصاددانان برنده جایزه صلح نوبل در گفتگو با بی بی سی گفته است که، بودجه اقتصادی دولت جرج بوش «دیوانه وار» است.
موفقیت و پیروزی جرج بوش در دور دوم ریاست جمهوری، مرهون محور قرار دادن سیاست خارجی در تصمیم گیری ها و سیاست داخلی بود. او با محور قرار دادن سه حوزه شرارت، عملا سیاست خارجی را بیش از پیشینیان خود، محور سیا ست داخلی گرداند. دستاویز ساختن سیاست خارجی، چیزی جز دستاویز کردن محورهای ترس نبود. «ترس از تروریسم» و «ترس از بنیادگرایی دینی»، محورهای اساسی بودند که جرج بوش سیاست خارجی و داخلی خود را به مدد آنها پیش برد.
ادامه مطلب
دوشنبه 5 دی 1384
 نظرات(0)
تقدم اقتصاد يا آزادي؟
اگر از یک مومن بپرسند که هر گاه مخیر بین دو امرانتخابی بودید، که یکی ناظر به معاد و یکی ناظر به معاش است، کدامیک را انتخاب می کرد؟ قطعا پاسخ خواهد داد ، معاش را صرف معاد خویش خواهم گرداند. اما اگر از او بپرسند برای جامعه چه می پسندید، می گوید: «هر کس که معاش ندارد، معاد نیز ندارد». اگر همین پرسش را از یک فیلسوف اجتماعی و یا از یک روانشناس بپرسید، او شما را به نظریه «آبراهام مازلو» ارجاع می دهد و می گوید: معاش نخستین نیاز انسان است و معاد عالیترین نیاز. او سپس پنج سطح از نیازهای انسان را در یک «هرم سلسله مراتب» شرح می دهد. در کف هرم، نیازهای (زیست شناختی (فیزیولوژیک) انسان قرار دارند و در سطحی بالاتر نیازهای ناشی از امنیت قرار دارند.... ادامه مطلب
دوشنبه 5 دی 1384
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
نظم جهانی جدید یا آغاز پایان سلطه آنگلوساکسونها بر جهان؟
--------------------
دموکراسی و حقوق انسانی از نظر هابرماس *** دكتر محمد ضميران
--------------------
آنچه آدام اسميت گفت و آنچهه آدام اسميت نگفت. نظرات آمارتياسن درباره بحران
--------------------
پايان كاپيتاليسم ***** هاینر گایسلر
--------------------
سيلاب تند انقلاب انرژي در راه است ********* مهندس محسن قانع بصيري
--------------------
جرأت تفكر ********** دكتر سياوش جمادي
--------------------
افول سارتر، افول روشنفکري ********** افتخاري راد
--------------------
امتناع از انتخاب ***** اسلاوي ژيژك
--------------------
بررسي‌ تاريخي‌ نقش‌ خبرگزاري‌ها در جنگ‌ و صلح گيتا علي آبادي
--------------------
تهران شهر ممنوعه، گزارش اشپيگل ********** ترجمه الهه بقراط
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387